بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن کریم :
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
کلامی از امام راحل:
شهادت یک هدیه ای از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند.
مقدمه
اینجا کسی شهید شده است. کسی کتک خورده است. کسی بدنش از ضربههای چوب و چماق کوفته شده است. کسی بدنش را با چاقو سوراخ سوراخ کردهاند. اما نباید گریه کنی. نباید دردت را بگویی. باید درد را در خود پنهان کنی. هوار نمیکشی، به همین خاطر نادیدهات میگیرند. در رسانه ها انکار میشوی. هیچکس هم اجازه ندارد تسلیت بگوید. چرا که باید امنیت ملی حفظ شود. انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. خانهای سوخته، اتومبیلی آتشگرفته و دلهایی پرپر… نه تلویزیون نگاه کردهام و نه از کسی شنیدهام. من خودم دیدهام… درد این است که حتی برای شناساییشان هم باید خودمان وارد عمل شویم و با وبلاگ زدن شهدایمان را پیدا کنیم و معرفی کنیم و گرنه انگار هیچکجای دیگر درد این شهدا را ندارد. شهید از این مظلومتر هم میشود؟ لااقل بیایید برای شادی روحشان فاتحه بخوانید. کمترین کاری که برای آن شهدای مظلوم بر میآید…آذرباد
گوشه ای از زندگی نامه حسین:
حسین هفده سال پیش در روز شهادت بی بی دوعالم حضرت زهرای اطهر(س) متولد شد.
چهل روزه بود که در اثر بیماری شدید کبدی پس از گرفتن عکس و آزمایشات متعدد، پزشکان معالج از ادامه زندگی اش نومید شدند. که با دعا و توسل به حضرت موسی بن جعفر (ع) خدا او را شفا داد.
اکثر اوقات زندگی حسین در مسجد و بسیج سپری می شد - او با باور عمیق در این مسیر بسیار فعالانه تلاش می کرد.
کلاس سوم دبیرستان را در رشته کامپیوتر به پایان رسانیده بود و در کنکور کاردانی در همین رشته پذیرفته شده بود.
حرفهای مادر حسین:
وی در ساعت 12 شب 25 خرداد با اعلام اغتشاش در اطراف سعادتآباد، به همراه فرمانده گردان عاشورا و نیروی بسیج اکیپ موتورسوار به سمت سعادتآباد رفتند.
گروه شهید کبیری و 4 نفر از دوستانش کنار جاده با موتور ایستاده بودند که اغتشاشگران با استفاده از خودروی پراید با وارد کردن ضربه سختی به شهید کبیری متواری شدند.
با ضربه سختی که به شهید کبیری وارد شد، وی از ناحیه شکم و دو پا مجروح و همچنین دچار خونریزی داخلی شد و ساعت 2:30 دقیقه بامداد وی را به بیمارستان شهید مدرس انتقال دادند.
حسین بر اثر خونریزی داخلی به کما رفته و ساعت 3 بعدازظهر در بیمارستان شهید مدرس به شهادت رسید.
























، اول میخواهم که آنهـــا مرا بخشیده و شفاعـــــت مرا در روز جزا کنند و از خدا میخواهم که ادامهدهنده راه آنها باشم. آنهایی که با بودنشان و زندگیشان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزبالهی میخواهم که در مقابل آن افرادی که نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف کننــــد و الان در کشـــور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بیحجابی زدهاند در مقابل آنها ایستادگی کنید و با جدیت هر چه تمامتــــــر جلو این فسادها را بگیرید.
میرسد که جنگ تمام میشود و رزمندگان امروز سه دسته میشوند:1- دستهای که به مخالفت با گذشته خود برمیخیزند و از گذشته خود پشیمان میشوند.2- دستهای که راه بیتفاوت را بر میگزینند و در زندگی مادی غرق میشوند.3- دستهای که به گذشته خود وفادار میمانند و احساس مسئولیت میکنند که از شدت مصائب و غصهها دق خواهند کرد.پس از خداوند بخواهید با وصال شهادت از عواقب زندگی بعد از جنگ در امان بمانید، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خیر نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسیار سخت و دشوار خواهد بود.




