سفارش تبلیغ
صبا







آقای روحانی چرا؟»
97/4/28 5:42 ع

آقای روحانی چرا ؟ چرا هنوز هم در تلاش برای نگه داشتن لاشه متعفن برجام هستید؟ چرا می خواهید دوباره گزیده شوید؟ چرا می خواهید دوباره با اروپا مذاکره کنید؟ باور دارید برای چیزی بیشتر از تدبیر و اعتدال خودتان باید مذاکره کنید؟ می شود بگوئید آن چیست؟ اصلا خودتان می دانید چیست؟ به خاطر لجاجت یا تسویه حساب سیاسی، شایدم به خاطر انتقام یا آبرو، یا به خاطر کشور یا توهمات دیگر، برای شما همه اینها توهم هستند آقای روحانی ، خطای دیدگاه ، نداشتن بینش سیاسی، انقلابی نبودن، تفکر انقلابی نداشتن و عوض آن تفکر لیبرالی داشتن. 

تفکر لیبرال تکنوکرات هایی که از ساختارهای موقتِ ذهن های احساسی ، جاهل و زود باور و گاها جاسوس و خائن نشات گرفته و ناامیدانه سعی دارد تفکر بی معنی و بیهوده لیبرالی خودش را در مذاکرات مجدد با اروپائی ها هدفمند جلوه دهد، همه اشخاص دست اندر کار مذاکرات ، بیهوده هستند، درست مثل خودِ برجام، اگر چه فقط ذهن منحط لیبرال های بزدل و ترسو می تواند چیزی بی رمق مثل اعتماد به آمریکا را اعتماد جهانی بخواند، آقای روحانی تا حالا باید متوجه شده باشید که در برجام موفق نخواهید شد، ادامه دادن مذاکرات برجام با اروپا بی فایده و پر ضرر است، چرا آقای روحانی؟ چرا ادامه می دهید؟.

آقای روحانی نباید زیاد نگران اعتماد جهانی باشند، چون به هر حال دوست و دشمن می دانند تا وقتی انقلاب اسلامی از عزت و آزادگی مستضعفان و ستم دیدگان منطقه و جهان حمایت می کند، تنها سرانِ سلطه گر جهانی ایران را دشمن خود می دانند.

آقای روحانی قبلا انتخاب خود را برای مذاکره با اروپا و آمریکا کرده است، حالا باید بفهمد چرا قبلا چنین انتخاب های فاجعه باری را انجام داده است، مذاکرات دولت با آمریکا حماقت نبود، معامله کردن شان حماقت بود، قرارداد برجام نیز همچون قرارداد سعدآباد بر بطالت است، و در آینده هیچ ذکری از مذاکره کننده لیبرالی تا به ابد نخواهد بود و در ایام آینده همه چیز به تمام نوشته خواهد شد که مذاکره کننده آگاه چگونه می میرد، آیا نه مثل یک مذاکره کننده نادان.

اکنون واضح ترین سوال ملت از آقای روحانی این است که ایشان چطور می خواهند سه سال دیگر چنین دولت بدون آرمانی را اداره کنند، نه خلاقیتی، نه تحرکی، نه انقلابیگری، دولتی که هیچ مبنائی ندارد حتی متجاوز خواندن رژیم صهیونیستی از طرف آقای روحانی در اتریش یک جرقه کاسب کارانه بود و نباید زیاد به سخنان ایشان بها داد، مگر می شود عاشق رابطه با آمریکا بود و رژیم غاصب اسرائیل را قبول نداشت؟.

نماد دولت آقای روحانی همین برجام است، برجامی که نوعی از کنترل و بازتاب ذهنی بعضی از مسئولان دولت آقای روحانی ست، مسئولانی که در دادگاه عبرت برجام هنوز هم چشم به آپدیت شدن برجام دارند و دل ساده مردم ایران اگر بد زبانی ها و تهمت ها و توهین های پنج ساله سخنان آقای روحانی به ملت را ، فرار به جلو حساب نکند، چه حساب کند؟

ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :بهمن یار::نظرات دیگران [ نظر]

    انقلاب اسلامی به خواست خداوند و برای نشان دادن عظمت قدرت خدای لایزال شکل گرفته و قرار نیست نشان دهنده حداکثر توانِ ، یک رئیس جمهور پریشان گفتار باشد، این عظمت قدرت پروردگار است که ملتی را با دست خالی صاحب بزرگترین و شکوهمندترین انقلاب جهان یعنی انقلاب اسلامی کرده است.

    استراتژی نظامی جمهوری اسلامی ایران با موشک شروع نشده که آمریکائیان بتوانند بُرد آنها را کم و زیاد کنند، صدور انقلاب اسلامی هم با توپ و تانک صورت نگرفته تا آنان بتوانند جلو آن را بگیرند، و بدون شک عمق استراتژیک قدرت نفوذ منطقه ای ایران هم از تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران جدا نیست، تا آمریکائیان بتوانند گره های این کلاف در هم تنیده تاریخی تمدنی ایران و همسایگانش را از هم باز کنند.

    استراتژی نظامی موشکی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران با مردمی به حرکت در آمده شروع شده، که به رهبری امام خمینی (رضوان اله علیه) لباس غفلت و سستی قرون را از تن به در کرده اند، مردمی که بعد از پیروزی انقلاب شان به آنها حمله ای همه جانبه از طرف دشمنانشان شکل گرفت، با مردمی دست خالی که هیچی نداشتند، با دشمنانی از 38کشور قدرتمند جهان که همه تجهیزات نظامی آن روز را در اختیار داشتند و به صدام می دادند، ولی شیر بچه های شیعه جوانان مسلمان ایران نیروی خود را به جوهر ایمان صیقل دادند، رفتند جنگیدند و از سی کشور اسیر گرفتند و تمامی خاک کشور را آزاد کردند، چیزی که در تاریخ250 ساله معاصر ایران به صورت معجزه آسایی بی سابقه بود.

    شیوه جنگیدن در صحنه مذاکراتِ دیپلماتیک، که همان صحنه واقعی جنگ است، باید به چشم یک جنگ واقعی و تمام عیار نگریسته شود، بخش عظیمی از ارتباطات و تعهدات، مستند به گفتارها هستند و ساختارهای بیانی آسان ترین راه، برای پیروزی در یک نبرد مذاکراتی و حیاتی به شمار می روند، لذا شیوه جنگیدن در مذاکرات و چگونگی سخن گفتن و توافق کردن با یک دشمن علنی و قدیمی که مدام اظهار دشمنی می کند اهمیت فراوانی برای بقاء یک ملت دارد و در اصل جنگ مرگ و زندگی، شرافت و عزت و فرهنگ یک ملت در میان است.

    خدا را سپاس می گوئیم که انقلاب در سایه رهبریِ مقتدرانهِ مقام عظمای ولایت امام خامنه ای (مدظله‌العالی) عزیز قرار گرفته

     

    توجه به طبیعت مبارزه علیه دشمن قسم خوردهِ یک ملت، دقیقا یکی از اهداف تفکر انقلاب اسلامی، علیه مستکبران و زورگویان می باشد و حالت طبیعی مبارزه رزمندگان در محور مقاومت، واضح ترین مفهومی است که می شود از تفکر انقلاب اسلامی برداشت کرد، تفکری که باعث شده مردم ایران به ترامپ و صدام دیوانه تر از او نشان دهند هر دیوانه ای شاید بتواند جنگی علیه ایران راه بیندازد، اما تمام کردن جنگ دیگر دست آنها نیست.

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :بهمن یار::نظرات دیگران [ نظر]

    ملتی که برای فتنه نه دی 88 کتاب نخواند باید تمام تاریخ را تجربه کند

    روز نهم دی ماه سال 1388 روزی ماندگار در صفحات تاریخ زرین انقلاب اسلامی ایران است، در نهم دی ماه آن سال نقطه عطفی در روند تکامل انقلاب اسلامی و نقطه پایانی بر سهمگین ترین و پیچیده ترین جنگ نرم نظام سلطه و ایادی داخلی آنان، علیه موجودیت و ارکان اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید، نهم دی حماسه ای بود که در تاریخ ایران آفریده شد،جهانی را در حیرت فرو برد و در همان روز کمر فتنه را شکست.

    سران فتنه و یارانشان بعد از نهم دی ماه، تمام قوای خود را جمع کردند، از طریق ده ها و صدها سایت و رسانه خبری و اینترنتی در داخل و خارج بیانیه ها و فراخوان های بسیاری سر دادند، به غرب رفتند و از آنها تقاضا کردند تحریم های فلج کننده ایران را زیاد کنند، دست به دامان رادیوها و شبکه های فارسی غربی، عبری و عربی شدند، 14ماه بعد از نهم دی و هشت ماه قبل از نهم دی شمشیر را از رو کشیده بودند تا جائی که وقتی از نخبگان جامعه و و اساتید دانشگاهها ناامید شدند، با عضویت در ایمیل های گروهی از مردم عادی می خواستند به خیابان ها بیایند، ولی مردم آگاه ایران به این فتنه گران روسیاه نه بزرگ گفتند، مردم به خیابان ها نیامدند، همه مردم و نخبگان و فرهیختگان و سیاستمداران و کاسبان و تجار و روستائیان و نویسندگان و آحاد ملت ایران ، سران فتنه و یاران شان را که در بند گره های روحی خود بودند را در همان باورهای کور و خجالت های ابدی خودشان تنها گذاشتند.

    نهم دی ماه نقطه عطفی در روند تکامل انقلاب اسلامی و نقطه پایانی بر سهمگین ترین و پیچیده ترین جنگ نرم نظام سلطه ایران اسلامی بود.

    هر ساله روز نهم دى ماه یادآور بصیرت و دشمن‌‌‌‌‌ شناسى مردم بیدار و غیور ایران است

    در حماسه نهم دی روح دیانت حاکم بر دلهای مردم مومن و آزاده ایران که به عشق به آقا امام حسین علیه السلام معطر گشته بود به جهانیان نشان داده شد، روز نهم دى ثابت کرد که ملت ایران دشمنانی در داخل و خارج دارند که فقط به مرگ کامل و نیستی ایران و ایرانی و به نابودی و حذف کامل اسلام ناب و اصیل شیعهِ دوستدار خاندان اهل بیت عصمت و طهارت پیامبر خاتم(صلوات اله علیه) رضایت می دهند.

     

    حالا با این وضع چطور می توانیم از فراموشی و بخشش سران فتنه سخن بگویم که عده ای فتنه گر که از فتنه88 قِصِر در رفته اند و هم اینک بعضی پست های اجرایی کشور را در دست گرفته اند از عفو و بخشش سران فتنه سخن می گویند، سران فتنه ای که هنوز هم مثل سال88 معتقدند و اعلام می کنند که مبارزه ما با نظام و مقام رهبری در سال88 ، اجر و ثوابش از مبارزه ما در قبل از انقلاب و با شاه بیشتر است.

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :بهمن یار::نظرات دیگران [ نظر]

    اگر بخواهیم بیهوده از بچه های انقلابی تعریف کنیم ریاکاری کرده ایم، چون هم تعریف کردن بی جهت و هم بیهوده بد گفتن ناشایست هستند، در تحلیل یک مسئله اولین کاری که انسان می کند باید ریاکاری را کنار بگذارد.

    انقلابی بودن یعنی کسی که به طور منطقی مطابق ضمیر ناخودآگاهش آتش به اختیار عمل می کند، کارهائی که یک انقلابی انجام می دهد معمولا ناخودآگاه و شاید هم غیر معمول باشد و نشانه ای از محافظه کاری در آن دیده نمی شود، آنها معمولا در انتخاب مسیر زندگی و اهداف شان، گاها از شیوه های غیر معمول ولی مطابق با منطق و ضمیر ناخودآگاهشون استفاده می کنند و به سطحی می رسند که غیر انقلابیون قادر به رسیدن به آن نیستند.

    تفکر انقلابی در برگیرنده کلی از مفاهیم است، این تفکر که مقابل تفکر استعماری در دنیای امروز ما قرار گرفته، در واقع تداعی کننده دو نیروی متقابل خیر و شر هستند که وقتی یکی از آنها صعود می کند با نزول دیگری همراه است، به عنوان مثال تخاصم چهل ساله جریانات استعماری با انقلاب اسلامی دو نیروی متقابل حق و باطل هستند که همیشه در تاریخ با هم درگیر هستند.

    تفکر انقلابی داری اهداف، ابعاد و ویژگی های خاصی است، انقلابی بودن و آتش به اختیار بودن مکمل هم هستند و ‌پایه ها و ستون فقرات انقلاب و نظام را شکل می دهند، انقلابی بودن و آتش به اختیار بودن فقط یک وظیفه نیستند، در این زمانه پر از ظلم و نفاق ما، شاید به نوعی یک تکلیف هم به حساب بیایند.

    بچه های انقلابی ذاتا آتش به اختیار عمل می کنند، آنها به رفتار خود مسلط هستند و به موقع می توانند از موقعیت ها بهره برداری کنند، و چون موقعیت ها همواره در تغییر هستند این انقلابیون واقعی هستند که می توانند با مدیریت درست این تغییرات را به دست گیرند و از آنها بهره برداری کنند، آنها با تمرکز روی اقدامات دشمن به دنبال فرصتی برای موقعیت های بهتر هستند و در نهایت همیشه پیروزند.

    انقلابی بودن دانشی است که می تواند قوه تعقل هر فردی را افزایش دهد، انقلابیون واقعی به قدری از تبحر می رسند که به خوبی می توانند از قدرت دشمن در زمان حمله، برای حمله متقابل علیه خود آنها استفاده کنند و برای ادامه راه انقلاب از همان روش های غیر معمول ولی مطابق با منطق، همراه با ضمیر ناخود آگاه خود استفاده می کنند.

    به عنوان مثال کار دشمنان ایران این است که با دروغ و ریاکاری مسائل ساده هسته ای و موشکی و منطقه ای ایران را به مسئله ای پیچیده در جهان تبدیل کنند تا از آن سو استفاده کنند و در این میان افرادی غیر انقلابی را در مذاکرات به بازی می گیرند، اما یک انقلابی واقعی برعکس تلاش می کند تا مسائل پیچیده و دشوار را به مفاهیم ساده و قابل فهم تبدیل کند، آن قدر ساده که تبدیل آنها به ساده تر از آن امکان نداشته باشد.

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :بهمن یار::نظرات دیگران [ نظر]

    عقل برتر در عدم اظهار به تیز هوشی ظاهر میشود و سیاست برتر در عدم آشکار ساختن تصمیم نهفته است، ولی آقای روحانی با برملا کردن تصمیم خود به اینکه آمریکا کدخدای جهان است و تماس تلفنی اش با اوباما و با ولعی که دولت اش برای مذاکره با آمریکا از خود نشان داد، تصمیم خود را آشکار ساخت و همان اول بازی را باخت، آمریکائیان باید در عطش آرزوی یک مذاکره نیم ساعته با دولت ایران ماهها به انتظار می نشستند، ولی هم فکران آقای روحانی ادعا می کردند ما نباید در مذاکرات حرف درشت بزنیم و یا نهایت توانائی ایرانیان را آبگوشت بز باش معرفی کردند.

    در سنت انقلاب اسلامی سازش جائی نداشت، همه دولت ها در ایران جدا از هر سلیقه ای که دارند تکلیفی دارند که باید خدمت به مردم را همراه با اهداف انقلاب جلو ببرند، این دولت ها چه پیروز شوند یا نشوند، مُکلف هستند مقابل ظلمی که به انقلاب و مردم ایران می شود بایستند، چون انقلاب برای برداشتن ظلم آمده نه قبول ظلم، این سنت و قانون انقلاب است و هر دولتی که طبق قانون انقلاب زندگی نکند طبق همان قانون شکست می خورد.

    آقای روحانی لازم نیست سر آمریکا فریاد بکشد و جنایات و بد عهدی آنها را فریاد بزند بلکه باید تفکر خودش و تیم فکری اش را ملامت کند نه بد عهدی دولت آمریکا را ، ایشان نباید مذاکره با آمریکا را از طرف کشورهای شرق آسیا زیر سوال ببرد، چرا که ممکن است همین فردا کره شمالی با آمریکا مذاکره کند، چون سیاست همین است گاهی چپش راست است گاهی راستش چپ است، ما از اول هم با بعضی از تفکرات آقای روحانی مخالف بودیم نه با شخص ایشان .

    آمریکائیان تفکرات لیبرال های تکنوکراتی همچون تیم فکری آقای روحانی را مثل موریانه می جوند، و بعد به زباله دانی می اندازند، آنها با متحدان اروپائی خود قرن هاست حوزه نفوذ مذاکرات و توافقات خود را با بقیه دولت های جهان تعریف کرده اند و به یک استراتژی کاملا مشترک رسیده اند، اینکه تمامی منافع اروپا و آمریکا با اسلام ناسازگار است.

    را به خوبی می شناسد، سبب شده تا دشمنی های خائنانه و ناجوانمردانه آمریکا تفرقه در میان مردم را از بین ببرد و ترس را در دل دشمنان ایران بیندازد، مردم ایران در مسیر تحولی بزرگ برای تکامل انقلاب خود قرار گرفته اند.

    ادامه مطلب...

  • کلمات کلیدی :

  • نوشته شده توسط :بهمن یار::نظرات دیگران [ نظر]
       1   2   3      >
    کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسندگان آن می باشد
    گروه فناوری اطلاعات آن لاین تکنولوژی